على اكبر قرشى بنابى
8
تفسير احسن الحديث (فارسى)
باشد به معنى توجه و پرداختن به كار رود . مقرنين : قرن ( بر وزن عقل ) : جمع كردن . اقران : اطاقه و توانايى . « اقرن الامر : اطاقه » على هذا « مقرنين » به معنى : توانايان است . شرحها در اين آيات ابتدا موقعيت و عظمت قرآن بيان شده آن گاه از سنت الهى سخن رفته كه اعراض مردم جلو سنّت خدا را نمىگيرد ، بلكه خدا به ارسال رسل و انزال كتب ادامه مىدهد و مستهزءان را تار و مار مىكند . سپس در شش آيهء اخير ، آفرينش جهان و تدبير آن ياد آورى شده كه يعنى : مشركان با آنكه آفرينش و تدبير خدا را اذعان دارند باز از خدا و فرمودههاى او اعراض مىكنند و يا منظور آنست كه : خدا از آفريدن وسائل زندگى غفلت نكرده از هدايت شما نيز غفلت نمىكند . 1 تا 3 - حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ . در همه حواميم بلا فاصله سخن از قرآن است و آن حكايت از نوعى هماهنگى ميان آنها دارد ، مگر سورهء شورى كه در آن نيز كَذلِكَ أَوْحَيْنا آمده است . « المبين » به معنى بيان كنندهء راه هدايت يا به معنى آشكار و قابل فهم است إِنَّا جَعَلْناهُ . . . جواب قسم است ، منظور از « عربيا » اگر لغت عرب باشد معنى چنين مىشود : ما آن را به زبان عربى نازل كرديم تا بفهميد « لعل » در اين گونه موارد معنى تعليل مىدهد نه اميد . در قاموس قرآن گفتهام : اخفش و كسايى بر تعليل بودن آن تصريح كردهاند آيهء إِنَّا جَعَلْناهُ . . . حاكى است كه قرآن حقيقتى ما وراء عربيت دارد و آن از درك عقول بالاتر است چنان كه در آيهء بعدى خواهد آمد .